اولین قدمات
خدایا شکرت بابت همه چی مخصوصا سلامتی خانوادم مخصوصا پسرم . خدایا شکرت که مادر شدم و چشمم به جمال پسر گلم روشن شد و دیروز تجربه ای رو حس کردم که اصلا قابل وصف نیست.
تو تمام این مدتی که باهم بودیم کارای زیادی کردی ولی هیچ کدوم اینطوری بهم نچسبید . 
دیشب یعنی پنج فروردین که با بابایی از بیرون اومدیم جلوی تلویزیون نشسته بویم که تو که با زانوی بابایی چسبیده بودی زانوشو ول کردیو خودت با سه قدم نا متعادل و خیلی شیرین تا میز تلویزیون رفتی.
وااااااااااااای خدایا داشتم ذوق مرگ میشدم اینقدر دست زدم برات که نگو . بعدشم با بابایی تلاش دوباره رو برای دوباره تاتی کردنت شروع کردیم و موفق شدیم از اولین قدمات فیلم بگیریم
الهی مادر با این پاهای خوشگلت و قدمای شیرینت پله های ترقی رو طی کنی یکی یکی

البته اینجا فقط وایسادی که تو این کار مهارت کامل داری

موهات بلند شده هی میاد توی چشمات امروز میخوام ببرمت ارایشگاه واسه اولین بار
اخه بابایی همش موهاتو کوتاه میکنه چون حرفه ای نیست یه جاشو میزنه یه جاشو نه
نفهمه غیبتشو کردیم


اولین قدمات 




